بارالها...
دنيا ميدان ميني است که تنها معبرش،عشق توست.
امدادگرا!آنقدر به جانم ترکش گناه اصابت کرده که ديگر اميد التيام
نيست،ولي از پست امداد تو نا اميد نخواهم شد.
ربا!به من توفيق ده که هر شب پشت خاکريز مهر،با تو مناجات کنم .
خدايا، مرا با آمبولانس رحمتت به بيمارستان بقيه الله بفرستتا درد فراق يار درمان شود...
(اين را خودم نگفته ام،اما در دل من هم هست)
[26/9/1386- 1:8 ص] عشق من[10/5/1386- 1:2 ص] زندگينامه آيت الله مشکيني[6/5/1386- 1:9 ص] علي اي هماي رحمت[31/4/1386- 2:35 ص] الهي صبرني..[29/4/1386- 2:13 ص] تو را من چشم در راهم[28/4/1386- 1:17 ع] خدايا...[28/4/1386- 12:20 ع] کشف آتش
نام:
ايميل: